;

به قلم ولی جهانی؛

میتراییسم در گیلان/ ادعایی بدون سند، روایتی برای گردشگر/ تاریخ استان را با افسانه‌های میترایی تحریف نکنیم

نویسنده و روایتگر

در سال‌های اخیر شاهد گسترش روایت‌هایی غیرعلمی هستیم که تلاش دارند آثار باستانی و غارهای استان گیلان را به آیین «میتراییسم» نسبت دهند. این فرضیه‌ها که عمدتا در قالب تورهای گردشگری و نوشته‌های ژورنالیستیِ فاقد پشتوانه علمی مطرح می‌شوند نه تنها با یافته‌های کاوش‌های باستان‌شناسی در تضاد هستند بلکه واقعیت‌های تاریخیِ این سرزمین را نیز مخدوش می‌کنند.

به گزارش گروه رسانه‌ای ایران – گرا؛ ولی جهانی مدیرکل سابق میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گیلان طی یادداشتی نوشت:

۱. شکاف میان «تاریخ‌سازی گردشگری» و «واقعیت میدانی»

بسیاری از پژوهشگرانِ میدانی و باستان‌شناسانی که در بازه‌های زمانی مختلف (از پارینه‌سنگی تا دوره صفویه) در نقاط گوناگون استان گیلان کاوش کرده‌اند با قاطعیت تاکید دارند که هیچ شواهد فیزیکی، کتیبه‌ای یا معماری که دال بر وجودِ آیین میتراییسم باشد در این منطقه یافت نشده است.

انتساب مکان‌های طبیعی یا سازه‌های بومی به میتراییسم بیشتر از آن‌که ریشه در متون تاریخی معتبر داشته باشد ناشی از «برندسازیِ‌تجاری» برای جذب گردشگر است برای رویکردی که در آن هر غار یا سازه سنگی بدون بررسیِ تخصصی به «مهرابه» ملقب می‌شود.

۲. جبر محیطی و محدودیت‌های معماری در گیلان

یکی از نقدهای بنیادین بر فرضیه وجود معابد میترایی در شمال ایران نادیده گرفتنِ «جبر جغرافیایی» و مصالحِ بوم‌آورد است.

معماری میترایی (در فلات مرکزی و غرب ایران) به‌ شدت با بناهای سنگی و ساختارهای نیمه‌ زیرزمینی گره خورده است. اما اقلیمِ گیلان با رطوبتِ بسیار بالا و پوشش جنگلیِ انبوه، معماری را به سمت استفاده از چوب سوق داده است. بناهای خشتی و سنگی در این اقلیم به دلیل فرسایشِ سریع، پایداریِ لازم را نداشته‌اند. بنابراین ادعای وجودِ بناهای سنگیِ میترایی در گیلان از اساس با منطقِ باستان‌شناسیِ سازگاری با محیط (Adaptation) در تناقض است.

۳. هویت مستقل گیلان در بستر تاریخ

گیلان تا پیش از دوره صفویه به واسطه ساختار ملوک‌الطوایفی و پناه گرفتن در حصارِ کوه‌های البرز و تالش صاحبِ هویتی مستقل و سنتی بوده است. اعتقادات مردمان این سرزمین ریشه در فرهنگِ بومیِ متاثر از طبیعتِ هیرکانی و ساختارِ اجتماعیِ خاصِ منطقه داشته است. تقلیل این تاریخِ کهن به یک آیینِ وارداتی یا سراسری در واقع جفایی به تاریخِ این مرز و بوم است.

درس گرفتن از نمونه‌های تاریخی (موردِ اسپی‌مزگت)

تجربه تلخِ تلاش برای بازنویسیِ تاریخِ بناهایی مانند: «اسپی‌مزگت» عبرت‌آموز است. در حالی که برخی سعی داشتند این بنا را آتشکده ساسانی یا معبد میترایی معرفی کنند که مستنداتِ قطعیِ پژوهشگرانی چون زنده‌ یاد «منوچهر ستوده» و زنده‌ یاد «شیرازی» آن را مسجدی از دوره سلجوقی با خطوط کوفی معرفی کردند. این موارد نشان می‌دهد که چگونه ایدئولوژی‌زدگی و تمایل به افسانه‌پردازی می‌تواند جایگزینِ مستنداتِ تاریخی شود.

نتیجه‌گیری؛

اگر پژوهشگر یا علاقه‌مندی به دنبالِ شواهدِ آیین میترائیسم است باید به فلات مرکزی ایران مراجعه کند و تاریخ گیلان نیازی به عاریه گرفتنِ نام‌های بزرگِ تاریخی ندارد چرا که هویتِ غنیِ جنگل‌نشینانِ شمال ایران اعتقاداتِ کهنِ بومی و ساختار اجتماعیِ منحصر به فردش خود به تنهایی گویای تمدنی است که در طول هزاره‌ها حفظ شده است.

صیانت از تاریخ گیلان در گروِ تکیه بر یافته‌های میدانی و فاصله گرفتن از باورهای غیرعلمی و تبلیغاتی است./ گیلانستان

نویسنده و روایتگر

Share on facebook
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on print

لینک کوتاه خبر:

https://geraonline.ir/?p=27107

اخبار مرتبط:

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

  • آخرین اخبار
  • داغ ترین ها