بگه گزارش گروه رسانه ای ایران – گرا و به نقل از تسنیم؛ این گزاره مهمی است که در حال حاضر غیر از مقامات در کاخ سفید و اعضای کابینه نتانیاهو، هیچ کارشناس و رسانه ای در دنیا از پیروزی آمریکا و اسراییل در جنگ کنونی علیه ایران سخن نمیگوید.
آمریکا و اسراییل در تحقق همه اهدافشان در جنگ شکست خورده اند، نظام جمهوری اسلامی پرقدرت تر از قبل پا برجاست، توان موشکی ایران پابرجاست و شگفتی ساز شده، انسجام سیاسی و اجتماعی کمسابقه ای در ایران رقم خورده، علی رغم خسارت ترور امام شهید، آیتالله سیدعلی خامنه ای، رهبر انقلابی و محبوب دیگری به نام آیتالله سید مجتبی خامنه ای با رای مجلس خبرگان، جایگزین ایشان شده، و در مقابل: آمریکا حیثیت تکنولوژیکی و راهبردی خود را از دست داده، اسراییل ضربات بسیار سنگینی خورده و تنگه هرمز به عنوان یک معادله جدید در دنیا ثبت شده است و بزرگترین ارتش دنیا بیش از یک ماه است که در بازگشایی آن ناتوان مانده است.
حالا در چنین شرایطی به نظر میرسد که ترامپ ۳ گزینه بیشتر در مقابل ندارد:
۱.«توقف جنگ» و پذیرش شکست: گزینه نخست، توقف فوری جنگ توسط آمریکا و اسراییل و پذیرش معادلات جدید در تنگه هرمز است. آمریکایی ها و اسراییلی ها در حال حاضر این گزینه را بدترین می دانند، چرا که از پیامدهای راهبردی پساجنگ برای خود آگاهند. لذا تلاش میکنند که فعلا از این گزینه به صورت جدی صحبت نکنند و به فکر امکان های دیگر خود باشند. با این حال کارشناسان متعددی هستند که تاکید میکنند همین گزینه نخست، بهترین گزینه و کم هزینه ترین شکست سنگین برای آمریکایی ها و اسراییلی هاست. به عبارت دیگر، این گزینه «از بدتر، بهتر است».
۲.«تمدید جنگ» و تعلیق شکست: گزینه دیگر آمریکایی ها و اسراییلی ها «تمدید مدت جنگ» است؛ به این امید که گذر زمان، فرجی برای آن ها حاصل کند. آمریکا و اسراییل در ابتدا تصور میکرد با یک جنگ ۴ روزه کار ایران را تمام خواهد کرد؛ شکست در تحقق اهداف، آن ها را به تمدید دو هفته ای جنگ کشاند. پس از آن نیز گفتند که طی ۴ هفته دیگر قطعا کار تمام خواهد شد. جنگ از یک ماه گذشت و هیچ افق روشنی هم در مقابل آمریکایی ها و اسراییلی ها قرار ندارد.
حالا ترامپ و نتانیاهو تصور میکنند با گذر زمان، از این ستون به آن ستون فرج است! با این حال اطلاعاتی که خود اندیشکده های بزرگ غربی درباره انبار مهمات پدافندی و آفندی آمریکایی ها و اسراییلی ها منتشر میکنند خبر بسیار بدی برای گزینه تمدید است. این اندیشکده ها و رسانه های بزرگ می گویند که خشاب پدافندی آمریکا و اسراییل در وضعیت «کاهش بحرانی» است و زمان به سود ایران است.
۳.«تصعید جنگ» و تشدید شکست: امکان دیگری که آمریکایی ها و اسراییلی ها برای خود تصور میکنند، «تصعید جنگ» است. بدین معنا که آن ها تصور میکنند اگر تشدید و جهشی در مناسبات جنگ انجام دهند و فشار را از نظر اقتصادی یا نظامی بر ایران افزایش دهند، معادله جنگ تغییر میکند و ایران از جایگاه دست برتر به جایگاه دست پایین در جنگ نزول می کند.
این نیز یکی از ایده های کلاسیک در جنگ هاست و اساسا مباحثی که درباره احتمال ورود زمینی آمریکایی ها به خارک و … مطرح می شود در همین راستاست اما آمریکایی ها و اسراییلی ها برای پیگیری این ایده ۲ مشکل اساسی دارند: اول این که به لحاظ نظامی یعنی پیگیری همین مسیر فعلی با شدت بیشتر، مشکلات مهماتی و اهداف دارند. و دوم این که می دانند ایران به ازای هر مرحله ای در تشدید تنش، امکان های بیش تری دارد و ایران نیز رسما اعلام کرده است که معادله را از «چشم در برابر چشم» به «چند چشم در برابر یک چشم» تغییر داده است. تجربهی اقدام ایران علیه تاسیسات نفتی و گازی در منطقه پس از حمله اسراییل و آمریکا به عسلویه و پس از آن حمله ایران به تاسیسات صنعتی منطقه بعد از حمله اسراییل و آمریکا به مجتمع های فولاد نشان می دهد که ایران استعداد و امکان بالایی در شرایط تصعید جنگ دارد.
آمریکایی ها می دانند که حتی اگر برای زمان کوتاهی وارد جزایر ایرانی شوند افزایش شدید تلفات انسانی، بی امان ماندن نیروهای آنان در اماکن اشغال شده و افزایش شدید فشار افکار عمومی داخل آمریکا راهی برای باقی ماندن پیش روی آن ها نخواهد گذاشت.
بنابراین گزینه تصعید نیز به جای آن که معادله را تغییر دهد به احتمال فراوان فقط می تواند به «تشدید شکست» و کورتر شدن گره جنگ برای آمریکایی ها و اسراییلی ها تبدیل شود.
آمریکایی ها اگر امروز شکست را بپذیرند و با شروط ایران برای پایان جنگ کنار بیایند، قاعدتا هزینه کمتری پرداخت میکنند./
