استاد سیدرضا میرمعنوی در مصاحبه اختصاصی با گروه رسانه ای ایران – گرا؛ درباره نقش و آثار هنر در جامعه عنوان کرد: رسالت هنرمند روشنگری افکار و انسان سازی است. هنر با خلقت آغاز شد و خداوند وقتی انسان را آفرید به خود آفرین گفت “فتبارک الله احسن الخالقین” چیزی را خلق کردم که اشرف مخلوقات است و بعد برای هدایت این بشر ۱۲۴ هزار پیامبر را برگزید تا انسان را به رستگاری برساند.
پس از آن این وظیفه را بر عهده هنرمندان گذاشت تا بتوانند خوبی را از بدی و نور را از تاریکی تشخیص دهند و جامعه را به تنویر و روشنگری افکار برسانند و وظیفه هنرمند روشن کردن مسائل انسانی است. در واقع به طور طبیعی چون هنرمند نقدی بر جریان زندگی دارد، وظیفه اش ساختن و انسان سازی است.
این نویسنده، پژوهشگر و بازیگر سینما و تئاتر در پاسخ به سوالی پیرامون امکان تحول در هنرهای نمایشی و فراهم آوری زمینه های لازم تصریح کرد: در مرکز هنرهای نمایشی لایحه ای در سال ۱۳۶۸ تحت عنوان تحول و گسترش تئاتر به مجلس تقدیم شد که زمینه ساز تحول و گسترش این هنر باشد.
وی متذکر شد، تحول در دراز مدت و گسترش کوتاه مدت محقق می شود و تحول هرگز اتفاق نیفتاد برای آنکه هر مدیری که در کشور و استان منصوب شد، خیلی زود تغییر و عدم ثبات مدیریتی رقم خورد و امکان تحول گرایی میسر نشد. در این راستا، گسترش تا اندازه ای جا افتاد و ایجاد انجمن های نمایشی، گروه های نمایشی در شهرستان ها که به گسترش تئاتر کمک می کرد، گسترش یافت و برای استانی مثل: گیلان اکنون نیاز به یک دانشگاه هنرهای نمایشی داریم.
زمینه ایجاد دانشکده هنرهای نمایشی در گیلان وجود دارد
دکتر سید رضا میرمعنوی یادآور شد: به تازگی در دیداری که با آقای استاندار داشتیم، این مساله مهم مطرح شد و دکتر حق شناس با استقبال خواستار تحقق این امر مهم شد و به من هم ماموریت داد تا طرح و پروپوزال را به دانشگاه گیلان ارایه کنیم. به گفته وی، امکانات آن، هیات عملی و هنرمندان با سابقه هم وجود دارد و برای مثال: من به مدت ۱۶ سال در زمینه های هنرهای نمایشی در دانشگاه سابقه تدریس دارم، بنابراین زمینه ایجاد چنین دانشگاه کاملا فراهم است.
این هنرمند با سابقه درباره تربیت نیروهای جوان در عرصه هنرهای نمایش اظهار کرد: در گیلان آموزشگاه های زیادی برای آموزش جوان ها تاسیس شده است و بسیاری هم در تهران فارغ التحصیل شدند و تعداد جوان های تحصیل کرده بسیار زیاد است، ولی از آن جایی که متاسفانه در این حوزه تعریف شغلی نشده، گروه هایی از جوان ها به تهران مهاجرت کردند و عده ای هم بلاتکلیف مانده اند و امیدی به ادامه فعالیت به علت نداشتن امکانات و عدم سرمایه گذاری ندارند لکن خودشان را روی صحنه حفظ کرده اند، تا گشایشی صورت گیرد.
وی افزود: باید اعتراف کرد که نسل جوان ما خیلی خوب کار می کند و تئاترهایی را که می بینم پر از استعداهای درخشان است و جوان های مستعدی داریم که باید زمینه ادامه تحصیلات در سطوح بالاتر و امکانات ابزاری مانند فرهنگسرا فراهم شود تا فعالانه تر ظاهر شوند. به گفته وی، گیلان یک پارک زیبا و دانشکده هنری و فضای بزرگ هنری است و بسیاری از فیلم هایی که در کشور ساخته می شود در شمال به خصوص در گیلان حضور پیدا می کنند و از این جوان ها مستعد و تحصیل کرده استفاده نادرستی می شود که در واقع استعداد و فطرت شان را به هرز می برند تا این که آن ها را به تعالی برسانند.
جوان های سطح بالای هنری گیلان در عرصه هنر نمایشی مترصدند تا در این سریال های تلویزیونی نقش کوتاهی را بازی کنند که من شخصا خیلی از این بابت تاسف می خورم. این پژوهشگر هنر نمایشی بیان کرد: هانتری بادن یک تعریف از سینما دارد و آن این است که سینما عینیت بخشیدن به زمان است و ما این را به تئاتر هم تعمیم می دهیم.
یعنی دانایی و توانایی و شناخت زمان به معنای مجهز بودن به علوم و فنون و هنرهایی که یک اندیشه ورز و کارگردان و هنرمند باید آن ها را به صحنه چه در قاب تلویزیون و یا سینما و تئاتر بکشاند. بعد تکنیک و مهارت را به نحو احسنت بداند تا انتقال آن برای تماشاگر قابل فهم و موثر باشد و اگر این دو نباشند نمی توان یک اثر جالب و جاذب را به جامعه ارایه کرد.
اصفهان و شیراز ۲۵ فرهنگسرا دارند و گیلان دریغ از یک فرهنگسرا
بازیگر سریال های فاخر تلویزیونی کشور عنوان کرد: در حال حاضر ۲۵ سالن در استان داریم ولی تجهیزات ناقص است و نیازمند حمایت می باشد. وقتی هزینه های جشنواره کن فرانسه را ۶۵ درصد شهرداری می پردازد و در ایتالیا جشنواره ۷۰ درصد بودجه هنر نمایشی را شهرداری بر عهده گرفته است، در گیلان ما با این همه سابقه و استعداد شکوفا از کمک های بودجه ای خبری نیست و حتی یک فرهنگ سرا نداریم در حالی که در اصفهان و شیراز بالغ بر ۲۵ فرهنگسرای فعال دارند.
وی توضیح داد: از مجاری مختلف این موارد را به اطلاع شورای شهر و شهرداری رساندیم و با استاندار عزیز هم موضوع مطرح شد و قرار شد برای ساختن یک فرهنگسرا اقدامات عاجل صورت گیرد و اگر چنین شود می توانیم بسیاری از جوان ها را در آن فرهنگسرا به تعلیم بدهیم. وی درباره شرایط کنونی هنرمندان استانی اظهار کرد: به نظر من یک هم دلی هم باید بین هنرمندان باشد که امیدوارم به زودی رخ دهد و این مشکلاتی که برای هنرمندان وجود دارد به کمک مسولان این مسائل را حل کنیم.
هنر نمایشی در گذر زمان
دکتر میرمعنوی به نکته جالبی اشاره می کند و می افزاید، گیلان از دیر باز بالغ بر ۳۲ گروه نمایشی تا سال ۱۳۵۰ داشت، این گروه ها برای کمک به مستمندان و ایتام همه درآمدها از محل بلیط فروشی را صرف کارهای خیر، یتیمان و امور عام المنفعه می کردند و خودشان چیزی به آن معنا نمی خواستند.
اشکالی که در آن دوره بود، این بود که گروه ها دارای انواع و اقسام تفکرهای سیاسی بودند و با هم سلوک نداشتند و به همین جهت اغلب از هم منفک شده و گروه های دیگری تشکیل می دادند. به عبارتی صداقتی از عشق ناب خدمت گذاری در آن دوره بود، ولی پس از انقلاب گروه های زیادی شکل گرفت و هم اکنون در رشت ۱۸ گروه نمایشی ثبت شده داریم.
این گروه ها اگر چه مساله سیاسی ندارند ولی رقابتی دارند و این رقابت را به یک نوعی حسادت تبدیل کرده اند و فضای رقابتی ما فضای ایده آلی نیست و مدام برای هم حاشیه درست می کنیم که به خودمان و هنر ضربه زده و مدیران را ناامید می کنیم و ید واحده نیستیم. در سال های بعد از کرونا وقتی مرگ بر زندگی ها مستولی شد، فهمیدیم که زندگی ارزشی ندارد که حسادت کنیم و اکنون یک وفاقی بین هنرمندان به وجود آمده و امیدبخشی ایجاد شده است.
در این راستا بخش های صنفی و گروه های انجمن آموزشگاه داران، طراحان، کارگردانان، نویسندگان، روابط عمومی را تشکیل داده ایم و هر کدام در بخش خودشان هیات مدیره دارند و به هنر نمایشی کمک می کنند. وی این را هم گفت که امروز استقبال های خوبی از اجرای ها تئاتر می شود ولی چون هزینه ها بسیار بالاست و دولت دیگر یارانه در این بخش نمی پردازد، امکان ادامه روند سخت و فعالان کم انگیزه شده اند. در شهرستان ها نیز چون چهره نداریم، کسی تمایل به حمایت عرصه هنر ندارد.
میر معنوی با اشاره به این که، من در ۱۴۰ اثر هنری کار کردم و فقط در یک مورد کار نکردم و آن هم در مورد میرزا کوچک خان است و همه ی ما هنرمندان در این بخش کوتاهی کرده ایم و هر سال در سالگرد این بزرگ مرد کارهایی از جمله تئاتر خیابانی انجام می شود که ماندگار نیست.
قصد داریم یک اپرا تئاتر به نام “یونس” اجرا کنیم که این کار بسیار بزرگ ۱۰۰ بازیکن و همین تعداد لباس و دکور بزرگ و ارکستر ملی گیلان و بازیگران پر سابقه و توانمند در آن حضور دارند، حرکتی بسیار پرهزینه که از خواننده های چهره که اپرا بخوانند و صحنه های باشکوهی را رقم بزنند. این نمایش بزرگ در هفت تابلو اجرا می شود که درباره هزینه آن با استاندار گفتگو شد و ایشان نامه ای را تنظیم کردند تا از طریق وزارت ارشاد کمک مالی جذب شود و این کار امکان اجرا و انجام داشته باشد.
تلاش دارم همه هنرمندان گیلان را درگیر این نمایش کنیم و با این کار یک دیپلماسی هنری انجام دهیم و نمایش در آسیای میانه و دیگر کشورها نمایش داده شود. وی در بخش دیگری از این گفت و گوی صمیمانه بیان کرد: ۵۵ سال در این حرفه فعالیت داشته و مطالعات بسیاری دارم و ثروتی غیر از سه هزار جلد کتاب ندارم.
مطالعه یعنی داشتن رویای تکامل و رویای ابدیت
وی در ادامه افزود: ریچارد بروسلافسکی می گوید: مطالعه می کنم برای آن که رویای تکامل داشته باشم، این رویا در همه هنرمندان است و امیدوارم انسان متکاملی باشم و من هم می خواهم اثری داشته باشم که در حس و باور و ذهن تماشاگر جا بگیرم واین تکامل اصل است که در کاینات وجود دارد.
بروسلافسکی معتقد است، دوم رویای ابدیت دارم. این که قرن ها بعد از خودم بمانم و کدام هنرمند نمی خواهد بماند. حافظ اگر پس از هشتصد سال ماندگار شد در اشعار او بود و رویای ابدیت من اپرا تئاتر است و قصد انجام یک کار از شکسپیر به نام شالیز را دارم. از مسوولان شامل استاندار بزرگوار، مسوولان فرهنگی، شهرداری، شورای شهر عزیز و ریاست دانشگاه و همه کسانی که دلشان برای هنر استان می تپد و می لرزد، خواهش می کنم کمک کنند تا بتوانیم آثار ماندگار تولید کنیم که بماند.
حق میرزا کوچک خان در استان گیلان به درستی ادا نشده است
استاد هنرهای نمایشی گیلان تصریح کرد: یک غصه ای در پس زمینه ی فکرم هست که کار پژوهشی می کنم و بعد از ۵۰ سال مطالعه از روش های متعدد کارگرانی دنیا “متوجه شدم، یکی از کارها و وظایف کارگردان ها انتخاب متن است. من یک روش دارم و از کارگردان های دنیا الگو می گیرم ولی متوجه شدم که خودم هم یک متد دارم، یعنی یک نوع تفکر که سیاست گذاری ذهنی من است، یا در انتخاب و هدایت بازیگر مدلی دارم و این را مبنای کاری ام قرار دادم و کتابی به نام “کارگردانی به روش خودم” نوشتم. ما در تئاتر ایران مشکل متن “با وجود هزاران نویسنده تحصیل کرده داریم که ماندگار نبودند” و در استان ها مشکل کارگردانی داریم که یک علم است و تاثیر مستقیم بر تماشاگر دارد.
کارگردان باید دارای تکنیک باشد و وظایف کارگردان کشف شهود است و امثال آن را ارایه کرده ام که چاپ نشده است و در این مدل خودم را شرح داده و مدل دیگران هم تشریح شده است. به گفته وی، تا کنون سه کتاب تحت عنوان های تاریخ تئاتر گیلان ویژه غرب استان، تاریخچه تئاتر رشت و دونده تنها که زندگی نامه ام هست و حوزه هنری آن را منتشر کرده است، ولی اساسا چاپ در گیلان سخت شده است.
از سویی، مشخص هم نیست که برای چاپ کتاب با هزینه های سنگین برنامه بودجه یا سازمان های مسولی دیگر مانند: دستگاه فرهنگی کدام شان مسول هستند و امیدواریم یک برنامه ریزی دقیق در این زمینه بشود و از طریق همین گروه رسانه ای ایران – گرا؛ این موضوع به اطلاع مسولان رسانده شود تا با نویسندگان همراهی و هم دلی کنند.
امیدواریم که مسوولان این سخن را بشنوند و با جان و دل همراهی داشته باشند و این کتاب و دیگر کتاب های مشابه نویسندگان استان در عرصه هنر چاپ شود و ما از این غصه خلاص شویم./


