احمدرضا روح الله زاد، کارشناس ارشد مسایل منطقه:

جنگ کنونی و یک حکایت!

با پایان یافتن جنگ با ارتش بعث عراق به زادگاهم برگشتم. قبل از این که وارد دانشگاه شوم، مدتی به عنوان مدیر و حسابدار جایگاه سوخت رسانی مشغول شدم که دقیقا در آن طرف خیابان و رو به روی منزل پدری قرار داشت.

به گزارش گروه رسانه ای ایران – گرا و به نقل از اندیشکده قدس؛ در زمستان معمولا سوخت بنزین و خصوصا گازوییل بعضا به دلایل مختلف کم بود و لذا همیشه به کارگران اعلام شده بود مقدار معینی از سوخت را باید برای موارد ضروری ذخیره داشته باشیم و تنها با مجوز کتبی فرمانداری سوخت اضطراری به خودروهای مسافرین در راه مانده تحویل می شد.

اما تقریبا همیشه می دیدم که مقدار سوخت فروخته شده از مجوزهای فرمانداری بیشتر بود. از کارگران شیفت شب علت را جویا شدم. گفتند برخی از رانندگان کامیون که در سطح شهر شهره به قلدری بودند، می آیند و کارگران نیز از ترس به آنان از سوخت اضطراری می دهند. تاکید کردم منزلم رو به روی جایگاه است. بار دیگر آمدند در هر وقت شب بود به من اطلاع دهید.

همان شب حوالی ۲ بامداد کارگر شیفت شب زنگ منزل را زد و گفت فلانی ( راننده ای که شهره به قلدری بود و من البته چیزی از وی ندیده بودم و سال هاست که به دیار باقی شتافته است) آمده و اصرار به دریافت سوخت دارد. گفتم برو من لباس بپوشم بیایم. چند دقیقه بعد رفتم و دیدم کامیون در محل سوختگیری گازوییل ایستاده ولی راننده در اتاقک کارگران مشغول صحبت با کارگران بود.

با صدایی با تحکم و بلند گفتم : این کامیون مال کیست؟ راننده با شتاب آمد و گفت : مال بنده است قربان. با همان تحکم گفتم: زود کامیونت را بردار برو. آن بنده خدا هم گفت: چشم قربان. و دوان دوان رفت پشت فرمان و با کامیون دور شد. کارگر جایگاه که وی نیز به رحمت خدا رفته است، نشست بر روی زمین و با دو دست محکم بر سرش کوبید و گفت: من تمام عمر از این ها می ترسیدم. همین بود؟؟ این حکایت از آن آوردم که بگویم حکایت ما و ترسی که از جنگ با امریکا و اسراییل تلاش داشتند در جامعه نهادینه کنند، شبیه همان حکایت ترس کارگر جایگاه و رانندگان کامیون بود که انصافا بنده از آنان هیچ شری ندیده بودم.

چند دهه است که عده ای و جریانی سعی کردند ما را از جنگ با آمریکا و اسراییل بترسانند و ما نیز همیشه؛ سوخت اضطرار کشور یعنی منافع و امنیت را قربانی این ترس کردیم. اما جنگ اخیر نشان داد که اگر قاطبه جامعه از اول سخن امامین انقلاب را قویا و با اعتماد به خدا و توانمندی های خود دنبال می کردند، بی تردید در افقی فراتر از امروز قرار داشتیم.

این جنگ با همه آسیب هایی که به ایران وارد کرده و می کند اما به واقع یک نعمت بسیار بزرگ بود و هست که جامعه فهمید که دشمن زبون تر از آن چیزی است که مرجوفن ما را از آن می ترساندند و این خود باوری دستآوردی گران بها است و آینده ایران مقتدر را می سازد./

Share on facebook
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on print

لینک کوتاه خبر:

https://geraonline.ir/?p=12746

نویسنده و روایتگر:

اخبار مرتبط:

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

  • پربازدیدترین ها
  • داغ ترین ها

پربحث ترین ها

پیشنهاد ما:

آگهی و نیازمندیها

No Content Available