به گزارش گروه رسانه ای ایران – گرا و به نقل از اندیشکده قدس؛ این مقاله با استفاده از رویکرد تلفیقیِ تحلیل گفتمان و مطالعات امنیت اجتماعی در مراکز مطالعات منطقه ای، غربی و صهیونیستی، به بررسی چگونگی شکل گیری و تحول افکار عمومی عراق درباره ی روابط خارجی به ویژه در منابع غربی و اسراییلی میپردازد. داده های تحلیلی از منابع مختلف داخلی و خارجی عراق نشان می دهد:
۱. افزایش استفاده از نمادهای مقاومت و استقلال طلبی در گفتار احزاب شیعی عراق
۲. بازگشت روایت های دینی و ملیگرایانه در رسانه های داخلی علیرغم سرمایه گذاری وسیع سفارت امریکا برای تشکیل یک جریان سکولار در این کشور.
۳. تلاش جریانهای میانهرو برای جایگزین سازی گفتمان خدمات محور بهجای دشمن سازی خارجی.
به نظر می رسد در شرایط ناپایداری سیاسی، گفتمان عمومی میتواند به عنوان میدان جانشین عمل کند؛ یعنی جایی که بازیگران سیاسی، با بهره گیری از احساسات عمومی نسبت به دشمنان، بحران های داخلی را به عرصه ی نمادین خارجی منتقل میکنند. از دیدگاه اندیشکده های غربی، تداوم چنین روندی میتواند سیاست ورزی ضد غرب و اسراییل را تقویت کند؛ در حالی که تقویت گفتمان اقتصادی و خدماتی در عراق، به کاهش انگیزه برای اتخاذ مواضع تهاجمی علیه آن ها خواهد انجامید و این در حالی است که مراکز مطالعات منطقه بر این باوراند که گسترش باورهای دینی در جامعه عراق به تقویت استقلال طلبی در این کشور خواهد انجامید.
تحول گفتمان عمومی عراق دربارهی اسراییل و غرب در دو دهه گذشته بازتابی از ساختاری در سیاست، رسانه و هویت ملی این کشور بوده است. از سال ۲۰۰۳ تاکنون، سه الگوی متمایز در نگرش عمومی به غرب و اسراییل شکل گرفته است:
۱. دشمنی ایدیولوژیک میراث یافته از شعارهای دوران بعث، که اسراییل را نماد «غرب استعمارگر» میداند( البته خیلی از مردم عراق معتقدند که میان شعارهای حزب بعث و عمل آن شکاف جدی وجود دارد )
۲. هم دلی امتی،که از نفوذ گفتمان محور مقاومت متأثر است و همکاری با کشورهای عربی و اسلامی را تشویق می کند.
۳. عمل گرایی اقتصادی و سیاسی جدید، که در نسل پس از ۲۰۱۹ (جنبش تشرین) ظهور یافت و بر اولویت خدمات بر دشمن سازی تاکید دارد.
به گزارش مووسسه مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی در تحلیل سالانهٔ خود(INSS, Strategic Survey 2025)، انتخابات پارلمانی نوامبر ۲۰۲۵ در عراق را باید «نقطهٔ عطف در سیاست ورزی هویتی» دانست، زیرا احزاب رقیب بیش از آن که برنامه های اقتصادی خود را تبیین کنند، از نمادهای مقاومت و شعارهای ضداسراییلی برای بسیج پایگاه اجتماعی استفاده کردند.
این روند از نگاه پژوهشگران امنیتی اسراییلی، نمونهای از پوپولیسم است؛ فرآیندی که در آن رهبران سیاسی عمدتا از گفتمان امنیتی استفاده میکنند.
در سطح اجتماعی، تغییر نسلی در عراق پس از ۲۰۱۹ موجب ظهور لایه ای از جامعه شد که نگاه ابزاری تری به سیاست منطقه ای دارد. جوانان عراقی بیش از هر زمان دیگری در معرض رسانه های جهانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات فرامرزی قرار گرفته اند.
به همین دلیل، برداشت آنان از اسراییل نه فقط ایدیولوژیک، بلکه اقتصادی و عملکردی است. در عین حال، موج های رسانه ای ناشی از جنگ های غزه در سالهای ۲۰۲۱، ۲۰۲۳ و ۲۰۲۵، احساسات قومی و دینی را به شدت تحریک کرده و گفتمان همدلانه با فلسطین را به محور اصلی هویت سیاسی معاصر عراق تبدیل کرده است. البته پدیده میلیونی اربعین و مشارکت گسترده مردم در این مناسبت دینی نیز نشان می دهد که پایبندی دینی پا به پای مدرنیزم در این کشور استمرار دارد.
همچنین تلاش دولت کنونی عراق به ریاست محمد شیاع سودانی در اجرای مصوبه اکثریت پارلمان در اجرای مصوبه عقب نشینی نظامی امریکا از عراق و ایستادگی در برابر فشارهای غربی برای انحلال حشد الشعبی، نماد حمایت رسمی دولت از جریان استقلال طلبی و ادامه همکاری با محور مقاومت و ایران شمرده می شود.
ناتوانی امریکا در ایجاد جریان سکولار جدی و سلطه گفتمان مذهبی و مقاومتی به ویژه در جریان های شیعی شکست تلاش های غرب در مدیریت تحولات اجتماعی عراق را نمایان می سازد.
از دیدگاه JCPA، عراق در حال حاضر درگیر نوعی جنگ گفتمانی درونی است؛ یعنی رقابت میان سه لایه اجتماعی بر سر تفسیر رابطه با غرب و اسراییل:
لایه دینی ـ ایدیولوژیک، که مخالفت مطلق با اسرائیل و سلطه گران غربی را ریشه در تکلیف شرعی میبیند.
لایه ملی گرای سکولار، که با ارجاع به استقلال سیاسی و ضدیت با نفوذ خارجی، تعامل با امریکا را نوعی اجبار می شمارد ولی هرگونه تعامل با اسراییل را خیانت ملی میداند.
لایهٔ عمل گرای شهری، که معتقد است تمرکز بر دشمن خارجی مانع از توسعه داخلی شمرده می شود.
تحلیل محتوای رسانه ای انجام شده در عراق نشان میدهد که %۷۰ از پوشش خبری رسانه های عربی در این کشور درباره اسراییل، لحن منفی دارند، اما در میان کاربران شبکه های اجتماعی این نسبت به حدود %۵۵ کاهش مییابد؛ نشانه ای از فاصله میان گفتمان رسمی و احساسات فردی نسل جوان تر است.
به همین ترتیب، در ارزیابی کلی آمده است که «عراقِ پس از ۲۰۲۵ دارای دو صدای همزمان است»: یکی صدای رسمی دولت که می کوشد بی طرفی خود را حفظ کند و دیگری صدای جامعه و روحانیت که از دولت انتظار مواضع ضداسراییلی دارند. این شکاف، بهویژه در شرایط رقابت انتخاباتی، میتواند به بسیج تهاجمی افکار عمومی بی انجامد.
از منظر غرب، گفتمان عمومی عراق یکی از متغیرهای نرم اما تاثیرگذار بر محیط امنیتی پیرامونی است. اگر احساسات ضد غربی و اسرائیلی در عراق تقویت شود، پیامدهای آن صرفا نمادین نخواهد بود؛ بلکه میتواند مسیرهای لجستیکی، دیپلماسی عمومی و حتی همکاری های غیرمستقیم منطقه ای را مختل کند.
در جمع بندی می توان گفت که انتخابات پیش روی عراق نه تنها نوعی وزن کشی سیاسی است که تعیین کننده جهت گیری های سیاست خارجی این کشور در چهار سال پیش رو است و مردم عراق در انتخاب افراد و جریان ها عملا سیاست خارجی این کشور را تعیین می کنند و کمک به انتخاب جریان های استقلال طلب موقعیت مستقل عراق را تقویت و معادلات منطقه ای را به زیان غرب و رژیم صهیونیستی تغییر خواهد داد./ سومانیوز
