از رضاشاه گریزان تا رهبری که پای ایران ماند تا شهید شد

نویسنده و روایتگر

۳ شهریور ۱۳۲۰، ارتش پرطمطراق رضاشاه در برابر حمله متفقین فروپاشید و شاه نیز چند روز بعد از کشور فرار کرد؛ روایتی که در مقایسه با تجربه جمهوری اسلامی در چند جنگ‌ تحمیلی از سوی ابرقدرتان دنیایی، تفاوت دو مدل حکمرانی و مواجهه با تهدید خارجی را نمایان میکند. یکی فرار و تبعید شاهان و دیگری شهادت پای ایران.
به گزارش گروه رسانه ای ایران – گرا؛ سوم شهریور سالروز واقعه‌ای است که می‌توان آن را یکی از روشن‌ترین آزمون‌های تاریخی برای سنجش مفهوم اقتدار و استقلال در ساختار حکمرانی ایران دانست. ۸۵ سال پیش، در سوم شهریور ۱۳۲۰، نیروهای شوروی از شمال و نیروهای بریتانیا از جنوب و غرب وارد خاک ایران شدند؛ کشوری که در جنگ جهانی دوم اعلام بی‌طرفی کرده بود. ارتش ایران که در آن زمان بیش از ۱۲۰ هزار نفر نیرو داشت، نتوانست مقاومتی در برابر مهاجمان شکل دهد و تنها چند روز بعد، رضاشاه که به فرمان انگلیسی ها روی کار آمده بود، در برابر فشار اشغالگران دستور ترک مقاومت را داد و توسط همین انگلیسی ها نیز برکنار و تبعید شد.
قریبی: اگر ارتش در برابر حمله متفقین مقاومت می‌کرد، به این سادگی‌ها شکست نمی‌خورد
رضا قریبی، پژوهشگر تاریخ معاصر، با اشاره به حمله شوروی و انگلیس به ایران در شهریور ۱۳۲۰ گفت: شوروی وقتی خواست از بالا و از شمال به ایران حمله بکند، با ۴۰ هزار نیرو حمله کرد. انگلیسی‌ها هم ۱۹ هزار نیرو داشتند؛ یعنی در واقع حدود ۶۰ هزار نفر.
وی افزود: اگر حداقل ۳۰ درصد این ارتش هم مقاومت می‌کرد، ما به این سادگی‌ها نمی‌باختیم. برای ایرانی که ملتی غیور و مبارز است، خیلی بد است. این پژوهشگر تاریخ معاصر تصریح کرد: وقتی یک دولتی صددرصد وابسته است، ساختارش نیز وابسته است، ارتشش نیز وابسته است و رضاشاه وقتی رفت، ارتش سر و صاحب ندارد، یعنی آن امرایی هم که دارند، همه وابسته به انگلیس هستند.
این حادثه اگرچه در ظاهر یک شکست نظامی بود، اما در واقع پرسش بزرگ‌تری را پیش روی تاریخ ایران گذاشت. حکومتی که مدعی ساختن ارتش قدرتمند و ایجاد دولت مقتدر بود، در لحظه‌ای که کشور با تهاجم خارجی مواجه شد، چه اندازه توانست پشت ایران بایستد؟
رضایی: ارتش رضاخانی اساساً برای سرکوب داخلی شکل گرفته بود
مسعود رضایی، پژوهشگر تاریخ، با اشاره به عملکرد ارتش رضاخانی و نحوه مواجهه آن با حمله متفقین به ایران در شهریور ۱۳۲۰ گفت: ارتش رضاخانی اساساً بر مبنای سرکوب داخلی ایجاد شده بود؛ یعنی رضا شاه خودش تلاش داشت برای اینکه قدرت خودش را بر اقوام و عشایر کاملاً مسلط بکند و خیلی هم به اصول انسانی و اینها پایبند نبود.
وی افزود: بنابراین نیروهای نظامی تحت فرماندهی او، از ارتش و یا شهربانی و آگاهی و ژاندارمری، اینها هم در همین جهت فعالیت می‌کردند و در کارنامه آنها آن چیزی که خیلی بارز و مشهود هست، سرکوب‌های داخلی است؛ مثل ماجرای مسجد گوهرشاد یا همین‌طور سرکوب عشایر، به‌خصوص عشایر در لرستان و در جنوب کشور.
به همین جهت ایران معاصر به دو قسمت تقسیم میشود. ایران قبل از جمهوری اسلامی و بعد از آن.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کشور تازه از یک نظام وابسته به قدرت‌های خارجی عبور کرده بود و هنوز بسیاری از ساختارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی آن تثبیت نشده بود. در چنین شرایطی جنگ تحمیلی آغاز شد؛ جنگی که عراق در آن تنها نبود و از حمایت سیاسی، مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی قدرت‌های مختلف برخوردار بود. با این حال، جمهوری اسلامی برخلاف بسیاری از حکومت‌هایی که در برابر فشار خارجی به عقب‌نشینی تن می‌دهند، تصمیم گرفت بایستد.
مسعود رضایی دراین باره گفت: وقتی که صدام با ۱۲ لشکر بزرگ به ایران حمله کرد، حضرت امام بلافاصله با یک آرامش و طمأنینه خاصی فرمودند که یک دزدی آمده و یک سنگی انداخته و ما به او چنان سیلی خواهیم زد که از پای درآید.همچنین امام خمینی در نخستین واکنششان به حمله عراق فرمودند: « برای ملت ایران این صحبت را دارم که گمان نکند ملت ایران که ارتش ایران نمی تواند جلوی اینها را بگیرد. خیر، ارتش ایران و قوای مسلّح ما، پاسدارهای عزیز ما قادر بر این معنا هستند، لکن تا مسأله جدّی نشود، آنها جدّاً عمل نمی کنند. آن روزی که مسأله جدّی شد، تمام اینها به طور جِدّ، امر می کنم که عمل بکنند و عراق را سر جای خودشان بنشانند.«
در سال‌های جنگ تحمیلی، جمهوری اسلامی تنها به ارتش موجود تکیه نکرد؛ سپاه پاسداران را توسعه داد، بسیج را سازمان‌دهی کرد، نیروهای نظامی جدید تربیت کرد و به تدریج ساختاری ایجاد شد که توانست جنگی طولانی و فرسایشی را مدیریت کند.
بسیاری از فرماندهان و نیروهای نظامی ایران در این جنگ به شهادت رسیدند، اما با شهادت فرماندهان، ساختار نظامی کشور از هم نپاشید؛ فرمانده جدید آمد، یگان دوباره سازمان یافت و جنگ ادامه پیدا کرد.
مسعود رضایی با مقایسه وضعیت ارتش در دوره پهلوی با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران اظهار کرد: این وضعیت این ارتش است، اما در دوره نظام جمهوری اسلامی ما شاهد هستیم که فرماندهی کل قوا، چه زمانی که بر عهده حضرت امام بود و چه در زمانی که بر عهده رهبر شهید ما بود و چه در زمان حاضر که بر عهده حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای هست، خود فرماندهی کل قوا جزو شجاع‌ترین و باشهامت‌ترین افراد هستند و هرگز در برابر تهدیدها و حملات دشمنان هیچ ترسی به خود راه نمی‌دهند و با شجاعت در مقابل آنها می‌ایستند.
با رهبری آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، بخش مهمی از سیاست دفاعی جمهوری اسلامی بر توسعه توان داخلی، افزایش ظرفیت موشکی و پهپادی، تقویت سازمان‌های نظامی و ایجاد عمق دفاعی استوار شد.
نتیجه این ساختارسازی در مواجهه با بحران‌های نظامی بعدی، نمایان شد؛ مجموعه‌ای از نهادها، نیروها، فرماندهان و سازوکارهای جایگزین وجود داشت که می‌توانستند در صورت حذف بخشی از فرماندهی، کار را ادامه دهند.
همین تفاوت را می‌توان در جنگ‌های تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ اخیر نیز دید؛ جایی که با شهادت فرماندهان ارشد، ساختار نظامی جمهوری اسلامی متوقف نشد.
فرماندهان جدید منصوب شدند، زنجیره فرماندهی ادامه پیدا کرد و ساختار دفاعی کشور به فعالیت خود ادامه داد.رضایی در این باره نیز میگوید: در زمانی که شاهد بودیم آمریکا و اسرائیل در ابتدای جنگ ۱۲ روزه به ایران با تمام قوای خودشان حمله کردند، حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای فرمودند که نیروهای مسلح ما آنها را بیچاره خواهند کرد و به آنها ضربات سنگینی خواهند زد و هیچ ترس و یا وحشتی از این نیروهای مهاجم نداشتند.
این پژوهشگر تاریخ تصریح کرد: در زمان حاضر هم شاهدیم که حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای به نیروهای مسلح دستور دادند که نه‌تنها باید در برابر این نیروهای متجاوز دفاع کرد، بلکه از این به بعد باید آماده تهاجم به آنها شد.
انتخاب رهبر جدید توسط مجلس خبرگان رهبری که در ساختار جمهوری اسلامی طراحی شده بود، فرمان بسته ماندن تنگه هرمز، منطقه ای کردن جنگ و همچنین انتصابات اخیردر نیروهای مسلح نیز نشان داد که ساختار جمهوری اسلامی با وجود شهادت فرماندهان و رهبر معظم انقلاب همچنان از اصل استقلال کوتاه نیامده و سر جلوی بیگانه خم نمیکند و همچنان پویا و محکم و استوار است.
این نقطه برای مقایسه تاریخی اهمیت دارد؛ زیرا در شهریور ۱۳۲۰، پادشاه ایران پس از ورود نیروهای خارجی، سلطنت را کنار گذاشت و کشور را ترک کرد؛ اما در جمهوری اسلامی، رهبر ایران در شرایط جنگی در کشور ماند و جان خود را نیز از دست داد.
حتی سرنوشت مرگ دو شاه پهلوی هم به ایران ختم نشد. رضاشاه و محمدرضا پهلوی هرکدام پس از مرگ در کشورهای دیگر از دنیا رفتند. در واقع، هر دو شاه پهلوی در نهایت خارج از ایران از دنیا رفتند.
اما آیت الله خامنه ای شهید فرمودند که می‌مانم همین‌جا!می‌جنگم تا کشته شوم! و همین نیز شد.
ایشان پای ایران ماند، جنگید تا جایی که برای استقلال ایران به شهادت رسید. / خبرگزاری فارس 

نویسنده و روایتگر

Share on facebook
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on print

لینک کوتاه خبر:

https://geraonline.ir/?p=26369

اخبار مرتبط:

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

  • آخرین اخبار
  • داغ ترین ها